دمتريوس كيدونِس
عالم ديني بيزانسي و مترجم لاتيني به يوناني (وفات: حدود 1400).
احتمالاً در ربع اول سدهٴ چهاردهم در سالونيك زادهشد. در آن شهر برآمد، كه در آن زمان مركزي فرهنگي (آتن دوم!) به شمار ميرفت و بعدها در قسطنطنيه اقامت گزيد. استعدادهاي سرشارش او را با مشاهير ادبي و ديني آن عصر مربوط ساخت. با يوآنس كانتا كوزنوس ششم دوست شد و هنگام خلع او (1355)، همراهش به صومعه پناه برد، بيآنكه به سلك رهبانان درآيد. بعدها به ميلان رفت و در آنجا تحصيل الـٰهيات و لاتيني را دنبال كرد. پس از بازگشت در قسطنطنيه، سالونيك و كرِت (؟) زندگي كرد. گفته ميشود در پايان قرن در يكي از صومعههاي آن جزيره درگذشت؛ احتمال زياد دارد در پايان سال 1399 در ونيز درگذشته باشد.
اهميت او علاوه بر اعتبار ادبياش در آن است كه از نخستين مترجمان لاتيني به يوناني و يكي از نخستين شارحان الهيات كاتوليكي براي علماي ديني ارتدكس بود. او با بسياري از علماي ديني ارتدكس روابط خوبي داشت، از جمله با نيكولائوس كاباسيلاس هِسيكاستي ـ با اينكه طبعاً مخالف هِسيكاستيان بود.
او رسالههايي در رد گريگوريوس پالاماس و دربارهٴ آن موضوع سختِ مورد نزاع، يعني ماهيت روحالقدس،1 دوگفتار سنجيده در بحث از خطر روزافزون تركان و ضرورت اقدام هماهنگ ارتدكسان و كاتوليكان در برابر دشمن مشترك نوشت؛ يكي از اين رسالهها در سال 1369 يعني هنگامي نوشته شده بود كه يوآنس پالئولوگوس پنجم براي جلب ياري در ايتاليا سفر ميكرد و ديگري در زماني نوشته شده كه مراد (سلطان عثماني 1360 ـ 1389)، درصدد دستيافتن بر شهر گاليپولي بود و اين رساله توصيهاي است بر ضد آن دستاندازي؛ مرثيهاي براي قربانيان شورش دهقانان، كه در سال 1345 در سالونيك روي داد؛ رسالهاي در تحقير مرگ، كه قرنها مورد مطالعهٴ بسياري قرارگرفت؛ و بيش از 450 نامه خطاب به يوآنس كانتاكوزنوس، مراد دوم و فضلاي عصر خويش. بخشي از مكاتباتش از نظر تاريخ انسانگرايي باارزش است، از جمله شامل نامهاي است از كولوتچو سالوتاتي خطاب به كيدونس در سال 1396.
ولي مهمترين آثار كيدونِس ترجمههايش از لاتيني به يوناني است، كه عبارت است از برخي آثار قديس اوگوستين (پنجم ـ 1)، فولگنتيوس (وفات: 533)، قديس آنسلم (يازدهم ـ 2)، رد بر قرآن ريكولدو دي مونته كروچه (سيزدهم ـ 2) و مهمتر از همه
رد اُمَم ضالّهٴ توماي آكويني.
كيدونِس توما را بسيار ميستايد. ترجمهٴ رد اُمَم ضالّه را پس از يك سال تلاش در بيست و چهارم